تکرارمن

شهر
زیر قدم های من تکرار می شود،،
واین اجبار،
مرا می آزارد...

/ 11 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام

بهترینم برای من باعث افتخاره که لینکم کردید.با ارادت کامل لینکتون کردم.امیدوارم جز دوستای خوبم باشید[قلب][قلب][قلب][قلب]

مريم

سلام بسيار زيبا سروديد . لذت بردم . شما را دعوت مي كنم به وبلاگم . با حضورتان سرافرازم مي كنيد سپاس

بسام

برون آ تو زين تكرار و از خود رها چون ما شو كه گر بيرون رود پرده خير مصلحت باشد نظامى را بياراييم و از بيرون ، برون كرديم چه دانى تو ز حال ما كه از خانه برون رفتى

الهام

خیلی دلنشین بود عزیزم.عاشق شعرهای کوتاه پرمفهومم.موفق باشی.

اورسجی

سلام بسیار زیبا و ژرف قلمت سبز

بسام

و اما يى ندارد آن وگر دست على با ماست نترس از آن چلاقانش كه اينها بر همه كفرند

الهام

لذت بخش،کوتاه و زیبا.یعنی عالی!موفق باشی.

ایلیا

نبودی بی تو پنهان گریه کردم تو را دیدم و خندان گریه کردم برای این که اشکامو نبینی نشستم زیر باران گریه کردم

omid

سلام عاشقانه است ,در این شهر پر از تنهایی هر کجا در بزنم خنده کنان پشت دری.... بسیار زیبا بود.... شادباشید