طبق های صدا

 

 

نمی دانم چه حسی ست این خدایا

که این گونه دلم راتا ثریا می کشاند

نمی دانم چه عشقی ست 

که روح سنگی وطوفانی ام را

                                  بدین سان  روی شبنم های عاشق می نشاند

عجب حس عجیبی ست

عجب تنهایی پاک ونجیبی ست

سکوت مبهمی با موج فریاد

                 تمام دشت را در می نوازد...


             
  نمی دانم صداها از کدامین جاده می آیند به این سو

                              سوارانش همه آشفتگی ها را

                                         به قلب خاک می بندندو می تازند


سکوتی بر طبق های صدا آزین؛

 چه صوتی ست این خدایا،،

 این سکوت دلنشین وپاک

 که این گونه نگاه حسرتم از خاطرات و خستگی هامی رباید



صدای ریزش عشق است بر رگهای تشنه وخشک بیابان

                           چه احساس دل انگیزی ست این سیرآبی از باران


/ 18 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باشو

سلام خانم مانگار با نظرات دلگرم کننده مرا رهین لطف خود می کنید خداوند را شاکرم که همیشه مرا در مسیر انسانهای خوب و خوش قلب قرار می دهد سلامتی و شادیتان را آرزومندم کار تازه ای ندارم ولی خوشحال می شوم که کامنتهای شما را همیشه داشته باشم

باشو

در حد و اندازه نظر دادن نیستم ولی حضور و کارهایتان آرامم می کند و دلگرم حس غریبی که .... بگذریم سلامت باشید و موفق

جوان امروز

مثل همیشه عالی راحیل جان تصمیم نداری منو بلینکی؟

مهدی اورسجی

سلام اشکهایم را به ستارگان خواهم سپرد آرام منتظر طلوع چشمانش خواهم ماند روز زن بر شما مبارک

مهرک

چه مستی است ندانم که رو به ما آورد ... خوب بود ... متشکرم

omid

سلام دوست بیشه ای امیدوارم که حالت خوب باشه ممنونم که بهم سر زدی و امیدوارم که ببخشی که دیر به دیر سر میزنم اخه وبلاگم تقریبا متروکه شده شعر زیبایی بود خوندم و لذت بردم موفق باشید

وحید

تو میدانی خدا را در تو دیدم... در تو دیدم خییییییییییلی خوشم اومد از این شعرت خییییییییییلی گشنگ بود مقسی[گل][گل][گل][گل][گل] براوو بروو

مجيد.ك

سلام چرا پست جديد نمي ذاريد !!؟

مهدی اورسجی

سلام خرداد و هوای بارانی گرگان زیبایت را در قلمت سبزت حس می کنم شاد و سرمست باشید

وحید

آفرین شعرهات خیلی داره نسبت به قبل بهتر میشه...براوو براوو براوو[گل][گل][گل][گل]