عشق پاک


ای که آتش می زنی بر سینه ام   چنگی بیا

شوره زاری تشنه وطوفانی ام

در نگاه خسته ام غم را ببین،

درسکوتُ اوج سرگردانی ام!

آتشی برخرمن هستی بزن 

شعله ای بر ساحل تنهایی ام

فاصله پرده سرابی بیش نیست

 باز کن پنجره را

باز کن چشم پریشانی را

یک نفس  خسته وآشفته بیا

یک نظربر دل شوریده نما

اندکی باشب تنهایی من الفت گیر

یک جهان بی دل و  آسوده برو...

لحظه ای باران شوو بر تیرگی هایم ببار

ساعتی،، ای نازنین بامن بمان.

بامن از وامق وعذرا سخنی هیچ نگو

به من از خستگی لاله ی عاشق ننویس

از شقایق ننویس   هیچ نگو!!

بامن از آبی رویاننویس.

ماه شو براین شب تارم بتاب

باتومی گویم بیا، ای بی وفا ،،ای عشق پاک!!

آری آری

 از تومی خواهم بتاب

/ 20 نظر / 45 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بسام

سلام زیبا بود تا حدودی به روز شدم[لبخند] در وبلاگم میبینمتون

م-ساحل

سلام شعراتون زیبا و سرشار از موسیقی واحساس بود ممنون که اومدی ونظر دادی راحیل عزیز

عباس جنتی

سلام و سپاس از حضورتون کارهای زیبایتان را خواندم ، آفرین ، موفقیتتان روز افزون زلال باشید و جاری [گل]

الهام

هر دم به بهانه ای تو را یاد کنم / افسرده دلم به یاد تو شاد کنم بی تو دل من چو کلبه ای خاموش است / با یاد تو این خرابه آباد کنم . . .

الهام

چه قددددددددددد قالبت قشنگه [رویا][قلب] گلم برات بهترین هارو از خدا میخوام

بهزاد

سلام دوست من. مرسی از اینکه اومدی و نظرات خیلی مفیدی برام گذاشتی [لبخند][گل]

tammar121

سلام... بروزم... ولی نه شعر ونه متن ادبی... ...(اتمام حجت)... یاحق...

Fatemeh.r

مثل همیشه زیبـا و دلنشیـن.... آفرین راحیل عزیزم[گل]

باشو

سلام خانم ماندگار این روزا بدجوری به دعای دوستان نیازمندم لطفا دعام کنین با کامنتهایت شادم می کنی شادیت را آرزو می کنم دوست من