بامن بمان


امروز که می روی من می مانم و خاطراتی داغ  ک دلم را گرم می کند.

 

می مانم!


می مانم!


می مانم!


فردا می شود...


هنوز نیامده ای!!

 

 

خاطره ها سرد می شود

وسرمایش تمام وجودم را می گیرد.

 

میسوزانمشان

 

شاید کمی گرم شوم...

 





/ 30 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی نخعی

روزی فــرا رســد کــه بــه جــرم جــنــون عــشــق ، مــا را بـه کربــلـای تــو تــبــعــیــد میــکـنــنــد. .. السّــلام عـليك يا اباعـبدالله الحـس♥ين .[گل]

گلشن

کربلا گهوار اصغر می شود غنچه ای نشکفته پرپر می شود نوک پیکان سوی حنجر می شود خون حنجر شیر مادر می شود (گلشن)

علی نخعی

سـیزده را ، دوســت دارم؛ وقـتی ، بعد از ســیصد ، می آید... *اَلــــلّهُمَّ عَـــجِّل لِــــوَلیِّکَ الـــــــفَرَج[گل]

ایلیا

آخـر ِ تـنـهـایـی اسـت, بـی تـو.. قـدم زدن در پـایـیـز ...!!!

علی نخعی

ﭘﺎئیز ﮐﻪ ﺷـﺪ ﺍﺧﺮﺍﺟﺶ ﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺭﻓــﺘﮕﺮﯼ ﺭﺍ ،ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﻭ ﺑﺮﮒ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻗــﺪﻡ ﻣﯿﺰﺩ ﻭ ﺟﺎﺭﻭ ﻧـــﻤﯿﮑﺮﺩ. ماناباشید [گل]

محمد علی

شادی و غم هر دو به موازات هم میروند. زمانی که یکی استراحت می کند دیگری جبران می کند …[گل]

sam

چقدر زیادی ! آنقدر... که نمی توان ... "تــــمام ِ" تــــو را خیال کرد ...!!!

علی نخعی

انگار در بهشت هم خشکسالیست، این را، از ترکهای پــای مادرم فـــهمیدم . ماناباشید[گل][گل][گل]

فاطمه

میتوان زیبا زیست .... نه چنان سخت که از عاطفخ دلگیر شویم ... نه چنان بی مفهوم که بمانیم میان بد وخوب ... لحظه ها میگذزند ... گرم باشیم پر از فکروامید.... عشق باشیم و سراسرخورشید