چه معصومانه می شکنی ای آریایی ونمی دانی

نگاهت داغ تر از آن است که دل سردم را نسوزاند!

ای چشم به راه خیال!

هنوز بغض سکوتم در پیچُ خم ای کاش ها می شکند

وهنوز چشم بسته تو را می جویم.

چه بی صدا می شکنی ای خوب

ای آرزوی محال

بشکن ،،ولی آتش براین خاکستر نزن

که دیگر تاب سوختنم نیست...